به نام خدا
روزهای اول سال تحصیلی یه کلاس اولی ، معمولا خیلی شیرین و البته سخته
هم برای خودش هم برای خانواده!
سختی از جهت اینکه هنوز تو فضای بازی و بازیگوشیه و حالا باید بشینه و یه سری تمرین بنویسه !!
ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم
هر روز که پسرم از مدرسه میومد ، مشغول بازی با برادر و تلویزیون میشد و دیگه اینقدر خسته بود که حوصله و توان نوشتن نداشت و این باعث کلافگی شده بود هم برای خودش و هم برای مامان
بعد از یکی دو هفته رصد زمان برنامه کودک هایی که دوست داشت، ساعت خواب عصر، زمانی که سرحال میتونه کارای مدرسه رو انجام بده ، در مورد برنامه ریزی با هم صحبت کردیم
اینکه از موقع رسیدن تا خواب شب، چند ساعت وقت داره و از این زمان چقدر به نوشتن تکالیفش اختصاص پیدا میکنه و چه کارهایی میتونه خارج از درس ، انجام بده و اولویت بندی اونها
اولین برنامه ریزی ما روی کاغذ با کشیدن نقاشی شروع کار شد ( شکل پایین صفحه)
بعد از مدتی به این فکر افتادم که برای نوشتن برنامه کاری کنم هم نشاط داشته باشه ، هم بتونه مستقل از من برای خودش برنامه ریزی کنه که الزام آوری بیشتری داشته باشه.
همون طور که مشخصه، با توجه به برنامه درسی و الگوی رفتاری دو سه هفته ی ابتدای سال تحصیلی ، کارهای روتین رو پیدا کردم براشون عکس انتخاب کردم، پرینت گرفتم و در نهایت برای اولین بار با هم برنامه رو چیندیم .
از روزهای بعد ، بلافاصله بعد از اومدن به خونه برنامه رو میچیند و بهش عمل میکرد .
اینجوری دیگه به گزاره های دستوری زیادی از طرف منِ مادر ، خیلی نیازی نبود و برای هر دوی ما لذت و آرامش بیشتری به همراه داشت.
من زیبا ترین برنامه ریزی عمرم رو با اولین پسرم تجربه کردم برنامهریزی برای یک بیسواد دوست داشتنی.
#مادرم_با_افتخار
#تجربه_های_ناب_مادری
#برنامه_ریزی
#کلاس_اول
برچسب:
نویسنده: بردیا هاشمی